♥♫♀☺◄ گروه فناوری اطلاعات دانشگاه اشراق بجنورد

رایانامه گروه : eshragh.it@chmail.ir
Instagram SEO Reports for eshragh-it.blog.ir
♥♫♀☺◄ گروه فناوری اطلاعات دانشگاه اشراق بجنورد
صد سال ره مسجد و میخانه بگیری / عمرت به هدر رفته اگر دست نگیری

بشنو از پیر خرابات تو این پند / هر دست که دادی به همان دست بگیری . . .

پست رایانه ای گروه : eshragh.it@chmail.ir
نویسندگان
پیوندها
آخرین نظرات

مرکز آموزش شهید با هنر باغین -کرمان (ناجا) 

به نام خدا

سلام

امیدوارم سلامت باشید و از تک تک ثانیه های عمرتون نهایت استفاده را ببرید.

از جایی شروع میکنم که برگه سبز به دست شما می رسه در برگه ی سبز تاریخ مراجعه به محل اعزام و مرکز آموزشی (شهید با هنر کرمان) نوشته شده است در تاریخ مذکور به محل اعزام مراجعه کنید. خودتون را اماده کنید برای سفری که پیش روی دارید حدود 2 روز وقت دارید.

 فقط لوازم ضروری را با خودتون ببرید چون به شما کمد یا فضایی برای  نگه داری وسایل تون نمیدن وفقط حق داشتن یک کیسه ی انفرادی شبیه به کیسه بکس های سایز متوسط را دارید و وسایل اضافی شما به انبار انتقال پیدا می کند که تا موقع مرخصی یا در اختیارتون قرار نمیگیره یا بسختی  میتونین به وسایلتون دسترسی داشته باشین.





***  این پادگان آب تموم حموم هاش و سرویسهای بهداشتی و محل های شست و شوی دستها شور میباشد. همیشه یادتون باشه صورتتون رو با آب شیرین بشورین تا چشمانتون عفونت نکنه.
***  بوفه پادگان خیلی از چیزهایی که بخواین رو داره از خوراکی بگیر تا ظرف غذا  و مواد شوینده و دمپایی و ...
***  پادگان عکاسی و خیاطی و اغذیه و دستگاه خودپرداز هم داره  پس نگران این موارد نباشین.

وسایل مورد نیاز:

خوراکی : آجیل ، خرما ، بیسکوییت ، شکلات سفت ، نان قندی یا کیک برای مواقعی که گرسنه هستید ، پودر شربت یا تخم شربتی ، آبلیمو و ... 

پوشاک : 1 الی 2 شرت نخی ، 1 زیر پیراهنی سفید نخی ،

لوازم : دستمال کاغذی ، قفل آویز ( از این کوچیکا نگیرین که با هر کلیدی باز بشه )، ژیلت ، ناخن گیر ، چسب زخم ، نایلون دسته دار ساده ، شامپو، لیوان فلزی دسته دار ، بشقاب فلزی خیلی مهمه ، قاشق،  نخ وسوزن نخ رنگ زیتونی باشه شبیه رنگ لباس سربازی ، مقداری تاید بریزید در بطری آب سایز کوچک وبا خودتون ببرید

دارو :
* بهداری پادگان امام زاده نیست که شفاتون بده پس خودتون به فکر خودتون باشین و هر دارویی که فکر میکنین شاید بهش نیاز پیدا میکنین رو ببرین چون بهداری چیز خاصی بهتون نمیده .
اگر داروی خاصی استفاده می کنید حتما با خودتون ببرید. قرص سرما خوردگی ، کپسول چرک خشک کن ، ژلوفن یا استامینوفن ، شربت دیفین هیدرامین یا شربت های گلودرد گیاهی موثر چون گلودرد میگیرید ،کرم آ+د ، مولتی ویتامین یا قرص جوشان ، قطره ی چشم باکتی ماید 20 یا سولفاستامید چون چشم عفونت میکنه . در ضمن  اگر در فصل گرم سفر می کنید حتما حتما با خودتون کرم ضد افتاب ببرید چون آفتاب کرمان خیلی تیز و غریب کش هست .

* اینها چیزهایی بود که حتما بهش نیاز پیدا میکنید .

قبل از سفر خوب بخوابید که در آموزشی کسر خواب پیدا میکنید

بدن را اماده کنید عضلات پشت پا، ران و زانو ها برای بشین پا شو

در آخر هم حتما موی سرتونو با شماره 4 بزنید، چون اونجا فقط یک گردان آرایشگاه داره و احتمال زیاد مجبور میشین یک  گوشه محوطه بشینین و موهاتونو کوتاه کنین

در روز اعلام شده به موقع در محل اعزام حضور داشته باشد با افراد آرام وقابل اعتماد دوست شوید تا تنها نباشید با ذکر نام خدا سوار اتوبوس مشخص شده شوید بعد از تکمیل شدن ظرفیت اتوبوس و سوار شدن کادر نیروی انتظامی که سربازها تحویل او میباشند اتوبوس به راه می افتد حدودا 12 الی 14 ساعت راه است تا کرمان ( بستگی به شهرتون داره ) اتوبوس 2 بار میان راه توقف می کند در اتوبوس خوب بخوابید .

اگر ساعت 6 عصر اتوبوس حرکت کند ساعت 8 صبح به شهر باغین خواهید رسید اتوبوس جلوی درب پادگان توقف میکند بعد از پیاده شدن و به صف شدن افراد جلوی دژبانی چند نفر برای خوش امد گویی و زهر چشم گرفتن میان و چند نفر روحانی از عقیدتی سیاسی برای شرح احکامی مثل قصد 10 روز برای نماز و سوالات دینی شما

ورود به پادگان

 همه به حیاط کوچکی کنار دژبانی منتقل خواهید شد این حیاط ویژه ملاقات سربازان با خانوادهایشان است.  با شما صحبت می کنند که چه کسی وسایل ممنوعه دارد اگر تحویل بدهید کاری باهاش نداریم و از این حرف ها

بعد شما را از ان حیاط خارج کرده به خیابان اصلی که به در پادگان ختم می شود به صف کرده برای بازرسی بدن و وسایل

در این مرحله شما وسایتان را خالی کرده تا بازرسی  شوند بعد از بازرسی اسم همه برای بار دوم  نوشته خواهد شد در اینجا تعدادی دکتر میان سوال می کنند کسی بیماری خاصی داره مثل بیماری های روانی، قلبی وغیره یا به مواد مخدر معتاد هست در آخر دارو ها بازدید می شوند

در مرحله بعد شما به سالن ورزشی پادگان انتقال داده میشوید که اصل ثبت نام در اینجا خواهد بود . روند تقسیم گروهان ها کامل تصادفیه چون کلی برگه ها رو به هم میزنن تا همه  از هم جدا بشن . ولی سعی کنین اگه میخواین با هم بیفتین کنار همدیگه بشینن . پشت سر هم نشینین چون احتمالش خیلی ضعیفه با هم بیفتین . البته همش بستگی داره چطوری برگه ها رو جمع کنن . شما وسط های جمعیت بشینن که اگه به ستون جمع کردن شما ستونی کنار هم بشینین و اگه صفی بود شما صفی بشینین.

خوب لازم شد شما را با بعضی اصطلاحات نظامی این مرکز اشنا کنم

گروهان : یکی از یگان‌های ارتشی است که معمولاً از 70 تا 200 سرباز تشکیل شده است در  مرکز اموزش شهید باهنر گروهانها حدودا 120 نفر به بالا هستند.

گردان : یکی از یگان‌های ارتشی است. معمولاَ 3 تا 5 گروهان با هم یک گردان را تشکیل میدهند هر گردان معمولاً از 300-1300 سرباز تشکیل شده‌است.در این مرکز تعداد سربازان گردان ها از 360 تا 600 سرباز تشکیل شده است و بیشتر گردان ها در این مرکز اموزش 4 تایی است.

سلسله مراتب فرماندهی در این مرکز از پایین به بالا

فرمانده دسته : درجه ی او سر گروهبانی است بیشتر اوقات ایشان بالای سر گروهان است و بیشتر شما با این فرد سر و کار دارید.

فرمانده گروهان : درجه ی او صتوان 3 به بالا است ایشان  برای بهتر شدن آموزش ها بالای سر گروهان می اید.

فرمانده گردان : درجه ی او سرگرد میباشد او فرمانده ی گروهان های تشکیل دهنده گردان می باشد.

فرمانده پادگان : درجه ی او سرهنگ تمام می باشد تمامی گردان ها و فرماندهان ان تابع ایشان می باشند.

در بالا چیزهایی که لازم بود را نوشتم و اضافی را حذف کردم حالا بریم سر بقیه ی داستان

بعد از تعیین گردان و گروهان شما به صف شده و تحویل فرمانده دسته می شوید فرمانده ی دسته بعد از صحبت ها وگرفتن زهر چشم شما ودادن کلی بشین پا شو شما را به طرف سلف غذا بعد نماز هدایت می کند بعد از تمام شدن نماز به شما استحقاقی هایتان داده می شود یعنی یک کیسه ی انفرادی با کلی وسایل که باید داخلش جا بدین یادتون باشه زرنگ باشید و سریع پوتین و لباس و شلوار سایز خودتون را بگیرید سپس به طرف اسایشگاه رفته تا وسایل تان را درانجا قرار دهید و تختتان را تحویل بگیرید در مرحله ی بعد شما به طرف بوفه رفته  تا لوازم مورد نیاز را بخرید پس یادتون باشه پول همراهتون ببرید. وقتی خرید تمام شد وسایلتان را داخل اسایشگاه میگذارید اگر وقت شام بود شما برای صرف شام جلوی سلف صف خواهید کشید تا غذا بخورید.

این دفعه فرمانده گروهان میاد اونم چشم زهری از شما می گیره وبعد از کلی بشین پا شو ، تایین نگهبانان و گرفتن امار فکر کنم ساعت 11.30 بذارن برید داخل اسایشگاه بخوابین این طوری بگم هفته ی اول خیلی سخته

نگهبانی

هر شب تعدادی نگهبان از گروهان شما به نوبت انتخاب میشه برای نگهبانی از آسایشگاه و مناطقی مثل سرویس بهداشتی ، منبع آب و غیره که نگهبانی از آن به عهده ی گروهان شماست البته هر گروهان از جایی مشخص حفاظت می کند.

لیست نگهبانان

حدود 18 نفر هر شب از گروهان شما نگهبان هستند.

سه نفر پاسبخش

دو نفر سمت چپ و راست آسایشگاه 

یک نفر درب ورودی اسایشگاه

دو نفر بیرون اسایشگاه مثل سرویس بهداشتی

ساعات نگهبانی به این شکل است از ۱۰ شب که خاموشی زده میشه تا ۱۲ نگهبانان دو ساعت اول از ۱۲ تا ۲شب نگهبانان دو ساعت دوم و از ۲ تا ۴ نگهبانان دو ساعت سوم

همه ی نگهبانان از همان ۱۸ نفری که گفته شد انتخاب می شود دو ساعت اول : یکنفر پاسبخش دو نفر سمت چپ و راست اسایشگاه یک نفر در ورودی دو نفر بیرون اسایشگاه مثل سرویس بهداشتی = ۶نفر دو ساعت اول

وظایف نگهبانان

پاسبخش : بیدار کردن نگهبانان و جلوگیری از ترک پست آنها

نگهبان اسایشگاه : سمت چپ و راست اسایشگاه مسقر میشوند و باید مواظب وسایل و افتادن سر باز ها از روی تخت باشند.

نگهبان درب ورودی : کنترل ورود و خروج اشخاص و ثبت آن در برگه ی ورود و خروج

هر شب یک از فرماندهان داخل گردان شما به مداومت کاری انتخاب می شود وظیفه ی مداومت کار اینه که از تمام گروهان های گردان مورد نظر سرکشی کنه تا وظایف نگهبانی و غیره به خوبی انجام بشه واگر مشکلی بود رفع کنه.

بعد از یک شب کوتاه ساعت ۴ صبح بیدار باش را میزند همه با کمی استراحت باید از خواب بلند شوند برای یک روز طولانی و سخت

وقتی بیدار شدی باید تختتو آنکادر کنی حالا شاید بگید آنکادر چیه باید بگم که آنکادر یک فرایند پیچیده و حوصله بر است که در فضایی کم وقتی از خواب بیدار میشید باید انجام بدهید حتما شما شب آنکادر میکنید و فقط صبح آن را سفت می کنید.

وقت بیدار باش فرمانده دسته با داد فریاد و سوت بیدارتون میکنه البته چند روز اول این طوره

بعد از انکادر کردن باید از اسایشگاه خارج بشید برای خوردن صبحانه و خواندن نماز .

صبحانه : کره و عسل , کره مربا , عدسی , لویبا  و پنیر

هر روز صبح یکی از موارد بالا با نصف نان صبحانه شما را تشکیل می دهد شاید بعد از مدتی چای هم به این منو اضافه شود

موقع وضو گرفتن حواست باشه هوای کرمان صبح سرده و اب پادگان هم الوده ( بعضی از قسمت ها شور ) بزنی به چشم عفونت میکنه (به مرور زمان) سعی کنید با اب شیرین وضو بگیرید.

وارد نماز خانه می شوید نماز جماعت میخوانید.

 حالا نوبت نظافته

برای تمام افراد گروهان منطقه ی نظافتی مشخص می شود باید هرروز صبح نظافت کنید.

قبل از شروع صبحگاه تمامی گروهان های پادگان خود را به نحوی اماده میکنند برای رژه اما شما به دلیل تازه کار بودن دو تا سه روز فقط تمرین می کنید.

صبحگاه چیه  

یاد صبحگاه دوران مدرسه ها افتادید نه این فرق داره خیلی رسمی تره تمام گردان ها بعد از نرمش و امادگی لازم سر ساعت وارد میدان صبحگاه می شوند

همه به ترتیب گروهان و گردان منظم می شوند.

در این قسمت میخوام بطور اجمالی از فرامین صبحگاه براتون بگم از شروعش تا پایان.

معمولاً وقتی خود سرهنگ یا جانشینش ( اکثراً جانشینش) وارد میدان میشدند درود میدادن به اینصورت که « میدان درووووووووووووود » ما هم در پاسخ باید میگفتیم : « دروووووووووووووووود جناااب)

بعد رسماً مراسم شروع میشد، دستورات فرمانده میدان به اینصورت بود:

·         بسم الله الرحمن الرحیم

·         میدان به فرمان من

·         بجای خووووووووووود، باییییییییییییییییییییییست

·         هر یگان از جلو، از راست، نظاااااااااااااااااااااااااااااام

·         میدان خبببببببببببببببببببببببببببر داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار

( در این حین دیگه پشه پر نمیزد و کوچترین صدایی شنیده نمیشد بجز صدای برگ درختان که توسط نسیم سحرگاهی بحرکت در می اومدن)

·         تلاوت آیاتی چند از کلام ا... مجییییییید

( قرآن تلاوت میشد و بعد از خاتمه صلوات می فرستادیم)

·         میدان، آزاااااااااااااااااااد، بجای خود

( با فرمان آزاد اسلحه مقداری جلوتر میرفت در حالیکه قنداش سرجاش ثابت می موند، پاها به اندازه عرض شونه باز میشد و داد میزدیم الللللللللللله با فرمان بجای خود بحالت قبلی برمیگشتم)

·         یگانهای مسلح، به پرچم، پییییییییییییییییییییییییییییییش ، فنگ

( با این فرمان اسلحه میومد جلوی صورت، سر بسمت پرچم و موزیک سرود ملی توسط گروه موزیک نواخته میشد ما هم سرود رو میخوندیم، بلافاصله بعد از اتمام سرود مارش مخصوص آغاز مراسم ناجا نواخته میشد که ریتم تندی هم داشت.)

·         به پایداری جمهوری اسلامی ایران، میدان، تک بییییییییییییییییییییییییییر

( تکبیری که میدادیم به اینصورت بود: الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، خامنه ای رهبر، مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر امریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر منافق، مرگ بر اسرائییییییییییییل )

·         یگانهای مسلح، پاااااااااااااااااااا فنگ

·         به سرود

با این فرمان موزیک آهنگ سرود مخصوص نیروی انتظامی رو میزد ما هم یکصدا می خوندیمش

ما زجان گذشتگان

 حافظان میهنیم

 در نبرد خود سران

 همچو کوه آهنیم

 پیرو خط امام

 جان نثار امتیم

 چون هژبر صف شکن

در مصاف دشمنیم

 دیده بان مرز و بوم کشوریم

حامی حریم و دین و دفتریم

 روز و شب پی رفاه خستگان

جان به کف مطیع حکم رهبریم (۲)

 ما پناه قلب شکسته ایم

 دل ز هر چه جز حق گسسته ایم

 تا نجات انسان ز فتنه ها

 در کمین ظالمان نشسته ایم

 نیروی انتظامی ایرانیم

در خدمت مکتب و قرآنیم

 

·         به نیایش

( با این فرمان موزیک دیگری زده میشد و دعا خونده میشد و ما هم آمین – آآآآآآآآآ، میییییییین میگفتیم)

بعد از این فرمان اجرای صبحگاه تموم میشد و فرمان رژه داده میشد:

·         یگان های مسلح، به دست، فنگ

·         به راست، راست

·         از جلو و از راست نظام

·         خبببببببببببببببردااااااااااااار

·         به رژه

·         نظر براست

·         یگان به یگان

·         هر یگان به مسافت یک نفر نماینده

·         یگان یککککککککککم

با این فرمان طبل موزیک زده میشد، فرمانده گروهان با شمشیر جلوی دسته یک و جانشین گروهان هم با شمشیر جلوی دسته دوم حرکت میکردن. نزدیکای جایگاه شمشیر میومد جلوی صورت فرمانده و پاهای ما باید 45 درجه یعنی حدوداً تا زانوی نفر مقابل بالا میرفت تا اینکه پنج شش قدم مونده به جایگاه شمشیر زیر پای  چپ بالا می رفت و زیر پای راست پایین میومد و ما باید داد میزدیم ( اللا    هووووووو        اک     ببببببر) هر سیلاب زیر یه پا که از پای چپ شروع میشد زیر پای راست تموم میشد بعدش پای چپ 90 درجه یعنی تا کمر نفر جلویی بالا میرفت و خلاصه 30-40 قدمی همینجوری رژه می رفتیم که در این حین هم فرمانده شمشیرش رو به احترام میاورد پایین کنار پاش، بعد از عبور از جایگاه فرمان آزاد توسط فرمانده گروهان داده میشد و روال عادی کار دنبال میشد. ادامش بستگی به حال و حوصله سرهنگ داشت ممکن بود دوباره حتی سه باره و چهارباره و ... هم رژه بریم  و یا مستقر بشیم برای سخنرانی.

اما دو روز در هفته که ورزش داشتیم فرمان رژه صادر نمیشد و به اینصورت بود:

·         یگانهای مسلح، قددددددددم رووووووووووو

( اسلحه رو کمی میاوردیم بالا و میرفتیم جلو تا دستور توقف صادر بشه)

بعدش هم بشمار 3 لباسا رو در میاوردیم و ورزش و نرمش با اعمال شاقه.

امیدوارم که توضیحات در مورد فرمان صبحگاه و نحوه اجراش کافی بوده باشه و در حس مراسم قرار گرفته باشید.

در بالا افراد داخل میدان اسلحه داشتند ولی به شما تقریبا تا 10 روز اسلحه تحویل نمی دهند.

ادامه

بعد از پایان صبحگاه و انجام ورزش گروهان ها در اختیار فرماندهان خود قرار میگیرد . حالا وقته قرقر کردن فرمانده هاست اگر در صبح گاه از فرمانده پادگان خیلی خوب گرفته باشید که هیچ ، اگر که نه اینقدر تمرین می کنید تا رژه رفتن یاد بگیرید. حالا (خیلی خوب) چطور باید گرفت به گروهانی که در رژه بسیار منظم باشه یعنی دستور ها به موقع اجرا بشه پا ها به طور منظم و در یک خط تا زاویه 90 درجه بالا و پایین بیاد و نفرات اول صف بتوانند فاصله با صفه جلویی را حفظ کنند و به موقع سرشون رو به سمته جایگاه و قرآن برگردانند وکسی کمر نزنه و همه نوکه پنجه هاشونو به زمین بزنن و در کل ، گروهان منظم باشه اون موقع فرمانده میدان فریاد میزنه خیلی خوب و گروهانه مورد نظر باید بگه سپاس جناب و تا قسمته تعیین شده حرکت کنه بعد از ان به صورته قدم رو ادامه خواهید داد

حالا فرمانده گردان اومده بالا سرتون فرض کنید چهار تا گروهان 120 نفره نشتید رویه زمین همراه با فرماندهان مثلا گروهانه ایمان خیلی خوب گرفته گروهانه ایثار خیلی خوب نگرفته و دو گروهانه دیگه نیز خوب رژه رفتن 

فرمانده گردان : میاد پیشه فرمانده گروهانه ایمان میگه افرین خوب تمرینشون دادی اما باید بهتر از این باشن رو به فرمانده های دیگر گروهان ها میکنه میگه این چه رژه ایی بود  هنوز بهشون یاد ندادین چطور منظم باشن دارین چی کار میکنین و از این حرفا بعد رو به سرباز های گروهان میکنه با لحنه تحقیر امیز میگه ای حیفه نون ها میدونین چقدر هزینه دارید برایه پادگان میدونید چقدر هر روز غذا میخورید اگر بخواهید این جوری رژه برید میفرستمتون زاهدان اونجا خدمت کنید گروهانه ایثار که انگار تا حالا رژه نرفته این گروهان اگه همین جوری پیش بره مرخصی نمیگیره به اینها امروز نهار نمیدید تا بفهمنن چطور رژه برن (بلوف) بعد میگه گروهانه ایمان برپا 20 دقیقه میرید استراحت بعد در اختیار فرماندهانتون هستید گروهانه ایمان با خوشحالی به سمته بوفه و سرویس بهداشتی میرن ولی اون بدبختایی که خیلی خوب نگرفتن باید تمرین کنن به هر حال هر چقدرم که فرماندتون سخت گیر باشه ساعته 8 یا 9 یه استراحت میده بهتون

وقتی که فرمانده  استراحت داد اگر میخواید کاری انجام بدهید سریع باشید بعد از استراحت در روزهایه ابتدایی دوباره تمرین رژه خواهید کرد ولی بعد از حدود 4 روز کلاس هایه اموزشی شروع میشه .

حالا کلاسهای اموزشی شامل چه چیزهایی میشه یه سری کلاسه عملی دارید مثلا امادگی جسمانی و یه سری کلاسه تئوری دارید مثله کلاس های عقدیتی

بعد از کلاسها در اختیار خود قرار میگیرید تا پوتین ها را در اورده و دمپایی پا کنید و برایه نماز اماده شوید هنگامه رفتن به اسایشگاه یادتون باشه ظرفه غذاتونو بردارید. دوباره به صف میشید در حالی که همه دمپایی دارید  و به سمته نمازخانه به شکله قدم رو حرکت میکنید.

در یکی از قسمت های خالیه کنار درب نماز خانه گروهان سره جاش متوقف میشه و در همون حالت نظم دمپایی ها را در اورده صحنه قشنگیه فکر کنید 120 جفت دمپایی رویه زمین فقط ماله یه گروهان دو نفر نیز برایه نگهبانی از دمپایی ها انتخاب میشن اگر کسی از دمپایی ها مرقبت نکنه بعد از نماز دمپایی وجود نداره !

 اگر زود تر از گروهان هایه دیگه اومده باشید ردیف جلو میشیند اگر که نه احتمال داره نمازخونه پر شده باشه و بیرون نماز بخونید زیره افتاب پیشنهاد میکنم جزو ردیف های اخر باشید چون به سهولت از نماز خونه خارج میشید

بعد از وارد شدن امامه جماعت و دست دادن و احوال پرسی از فرماندهان و روسا که در صفه اول نمازخانه نشستن نماز جماعت شروع خواهد شد بهتون پشنهاد میکنم که موقع نماز ، مثله همه نماز بخونید و بینه جمعیت ننشیند و پنهان نشید نخوابید چون با این کارتون صف به هم خواهد خورد و نماز جماعت مشکل پیدا میکند ولی در هر صورت پیداتون میکنن وبهتون تذکر میدن بعد از نماز امام جماعت شروع به صحبت کردن میکنه و در اخر یک مقامه ارشد شروع به صحبت میکنه و به ترتیب از نمازخانه خارج خواهید شد.

بیرون از نمازخونه همون جور که انتظار دارین دوستاتون منتظرتون هستن و دمپایی ها سرجاشه وقتی دمپایی هاتونو میپوشید اینقدر داغ شده که انگار سربه داغ ریختن کف پاتون در اینجا ارشد گروهان شما را منظم خواهد کرد و به سمته غذا خوری هدایت میکنه البته اینم بگم که در هر فصل ساعت نماز خوندن و غذا خوردن فرق داره شاید شما اول غذا بخورید بعد نماز بخونید

خوب حالا رو به رویه سالن غذا خوری به ترتیب ایستادید برایه ما به این شکل بود یک سالن با گنجایشه حدودا 60 نفر برایه دو گروهان به جمعیته 240 نفر جالبه نه

همه باید منتظر باشید تا مقسمینه غذا (تقسیم کننده غذا ) برسن و غذا رو بیارن

10 نفر 10 نفر داخله غذا خوری خواهید رفت فرمانده دسته حضور دارد و بیشتر از10 الی 15 دقیقه وقت ندارید غذا بخورید بعد از این زمان فرمانده با داد وفریاد بیرونتون میکنه چون افراد دیگه بیرون منتظرن

بعد از غذا دوباره به شکله منظم به سمته اسایشگاه میروید تا دمپایی و ظرفه غذا رو در کوله قرار بدهید و پوتین ها رو بپوشین و دوباره اماده کلاس های درسی شوید کلاس های درسی تا ساعت 4 یا 5 طول میکشد بعد از این مدت در اختیار خود قرار میگیرید و باید کارهای شخصی را انجام بدهید مثله شستن جوراب ها واکس زدن کفش و غیره

حال برای خوردن شام به سمته غذا خوری میرویم و حتما یه غذایه نونی در انتظار شماست

برنامه ی غذایی پادگان به این شکل است که نهار همراه با برنج است مثله برنج و مرغ و شام  همراه با نان است مثله کتلت و نان

بعد از خوردن شام وقته نماز میرسد همه به سمته نماز خانه هدایت میشوند مثله ظهر......





یا حق

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی